نيم نگاهي به بيماري هپاتيت

آيا تاكنون هپاتيت گرفته‌ايد يا كسي را در اطرافيانتان مي‌شناسيد كه دچار اين بيماري شده باشد.

به گزارش خبرگزاري فارس و به نقل از منابع اينترنتي،‌ آيا تاكنون هپاتيت گرفته‌ايد يا كسي را در اطرافيانتان مي‌شناسيد كه دچار اين بيماري شده باشد؟! چه كساني بيشتر در معرض اين بيماري هستند و رفتار شما با اين افراد چگونه است و چطور مي‌توانيد خود را از سرايت اين بيماري ايمن كنيد؟!
شايد باور نكنيد اگر بگوييم هپاتيتA يكي از بيماري‌هاي شايعي است كه بيش از 90 درصد مردم به آن مبتلا مي‌شوند.
بله آمار بالايي است ولي براي راحت كردن خيال شما بايد گفت كه اين نوع از هپاتيت ، بيماري خود محدود شونده‌اي است كه خود به خود با گرفتن زردي مختصر و بدون مصرف دارويي بهبود مي‌يابد و به دليل مزمن نبودنش جاي هيچ گونه نگراني باقي نمي‌گذارد.
براي آشنايي بيشتر با اين بيماري، دكتر محمد كعبه‌منور، متخصص بيماري‌هاي عفوني و عضو هيات علمي دانشگاه، به سوالات «جام‌جم» پاسخ مي‌دهد.
هپاتيت به معني التهاب بافت كبد است كه اين التهاب مي‌تواند از علل مختلفي نشأت بگيرد ولي آنچه كه به صورت عام مورد توجه است التهاب ويروسي بافت كبد است كه عاملش ويروس‌ها هستند.
دكتر كعبه‌منور با اشاره به اين كه داروها، بيماري‌هاي عروقي و باكتري‌ها نيز مي‌توانند كبد را دچار التهاب كنند، هپاتيت را به چند بخشA ،B ،C ،D ،E ،F و G تقسيم مي‌كند.

*هپاتيت A و B
هپاتيت نوع A با خوردن غذا يا نوشيدن آبي كه با ترشحات انساني آلوده شده باشد، ايجاد مي‌شود. گفته مي‌شود ويروس هپاتيت A و E معمولا از طريق آب‌هاي آلوده و غذا وارد بدن مي‌شوند، دكتر كعبه‌منور دراين‌باره مي‌گويد: اين نوع هپاتيت از طريق دهان انتقال مي‌يابد و خودمحدودشونده است كه با رعايت اصول بهداشتي مي‌توان از اين بيماري مصون ماند (تنها مورد خطر اين نوع هپاتيت در زنان باردار مشهود است)‌.
وي همچنين خاطرنشان مي‌كند: در هپاتيت نوعB بيشترين راه انتقال از طريق انتقال خون (مادر به جنين)‌ و سرسوزن‌هاي آلوده صورت مي‌گيرد كه خوشبختانه با اجراي طرح واكسيناسيون اجباري اين واكسن، آمار بالاي 4 درصدي مبتلايان به 2 درصد كاهش يافته است.
گفتني است، مي‌توان با غربالگري مادران باردار تا حد زيادي از اين بيماري پيشگيري كرد و حتي با تجويز دارو پس از تولد نوزاد، از پيشرفت اين بيماري در مادر و كودك جلوگيري به عمل آورد.

*هپاتيت C
انتقال خون، سرنگ و سوزن‌هاي مشترك و تماس‌هاي جنسي از راه‌هاي انتقال اين نوع از هپاتيت است كه متاسفانه بيشترين آمار از هپاتيتC به افرادي كه اعتياد تزريقي دارند يا با سوزن‌هاي مشترك، اقدام به خالكوبي مي‌كنند، اختصاص دارد.
اين عضو هيات علمي دانشگاه با اعلام اين مطلب، رعايت بهداشت، بيماريابي و درمان بيماري را از راه‌هاي جلوگيري و پيشرفت بيماري ذكر كرده و اظهار مي‌كند: از ميان هپاتيت‌ها، انواعD ،E ،F وG از شيوع كمتري برخوردارند.
آمار نشان مي‌دهد كه 90 درصد از افراد، قبل از اين كه به 18 سالگي برسند، هپاتيت‌هايA وB را بدون اين كه از آن مطلع شوند، تجربه كرده‌اند و اكنون با توجه به وضعيت بهداشتي، اين روند روبه كاهش است.

*هپاتيت D
اين نوع از هپاتيت همزمان با هپاتيتB منتقل مي‌شود و فردي كه دچار هپاتيتB است و بيماري وي از كنترل خارج شده است، مستعد هپاتيتD مي‌شود.
اين پزشك متخصص با بيان اين مطلب مي‌افزايد: علائم بيماري بسته به شرايط متفاوت است و در صورتي كه بيماري به صورت حاد تظاهر كند، شروعش با بي‌اشتهايي، آبريزش، كوفتگي بدن و علائمي شبيه سرماخوردگي است كه پس از گذشت چند روز ادرار پررنگ مي‌شود و ناحيه سمت راست قسمت فوقاني شكم دردناك و فرد دچار تهوع و گاه زردي سفيده چشم مي‌شود.

عوارض بيماري
تحقيقات نشان مي‌دهد كه از هر چند هزار نفر فرد مبتلا يك نفر دچار كماي كبدي و اغما و تظاهرات خونريزي‌دهنده و تهوع مي‌شود.
دكتر كعبه‌منور مي‌افزايد: آنچه در هپاتيت‌ها خطرناك است، «مزمن» شدن آنهاست كه بيشتر در هپاتيت نوعC مشهود است؛ در صورتي كه عامه مردم بر اين تدبير اشتباهند كه هپاتيت نوعB اين حالت را به وجود مي‌آورد.
وي در ادامه ابراز مي‌كند؛ تقريبا 60 درصد از مبتلايان به هپاتيت نوعC به سمت مزمن شدن مي‌روند كه با علائم درگيري كبدي به صورت كوچك شدن كبد، بزرگ شدن طحال و آب آوردن شكم و بدون اطلاع از بيماري با مزمن شدن هپاتيت به پزشك مراجعه مي‌كنند.

*هپاتيت B يا سرطان كبد؟!
درمان بيماري بستگي به درجه و نوع آن دارد؛ ولي معمولا وقتي هپاتيت مزمن شده باشد، با تكه‌برداري از كبد و با توجه به شدت بيماري، مراحل درمان آغاز مي‌شود.
به گفته اين عضو هيات علمي دانشگاه، اكثر مردم بر اين انديشه‌اند كه با ابتلا به هپاتيتB ، دچار سرطان كبد شده‌اند؛ در صورتي كه در 90 درصد مواقع افراد مبتلا به اين نوع از هپاتيت، درمان مي‌شوند و فقط 10 درصد از بيماران به سوي مزمن شدن مي‌روند كه از اين آمار نيز 3 درصد (3 نفر از مبتلايان)‌ دچار هپاتيت مزمن و «سيروز كبدي» مي‌شوند.
هپاتيتC نيز همانند ساير انواع بيماري درمان‌هاي خاص خود را دارد و اين در شرايطي است كه فرد در مراحل انتهايي بيماري مراجعه نكرده باشد؛ ولي اگر نسج كبد از بين رفته و علائم سيروز ظاهر شود، ديگر كاري جهت درمان نمي‌توان انجام داد.
به گفته اين متخصص عفوني، سيروز به مرحله انتهايي بيماري كبدي گفته مي‌شود كه سطح كبد چروك و نهايتا از بين مي‌رود.
يك جوان در حال واكسينه شدن در مقابل هپاتيت

*خود را در برابر هپاتيت واكسينه كني
در حال حاضر واكسني كه در كشور ما مورد استفاده است، واكسن هپاتيت نوعB است كه طي 3 نوبت (حال، يك ماه بعد و 6 ماه بعد)‌ تزريق مي‌شود كه در صورت لزوم فرد 10 سال بعد احتياج به تزريق مجدد آن دارد.
دكتر كعبه منور با اشاره به اين كه 98 درصد از افراد با اين واكسيناسيون ايمن خواهند شد، در پايان يادآور مي‌شود؛ افراد با رعايت نكات بهداشتي، عدم مصرف آب و غذاي آلوده و عدم استفاده از سرنگ مشترك در خالكوبي‌ها و ساير مواردي كه باعث خونريزي مي‌شوند، هيچ‌گاه دچار بيماري مهلك هپاتيت نخواهند

تاريخچه ي عددp :

عدد p (پي) سرگذشتي حداقل 3700 ساله دارد. پي يكي از مشهور ترين عددها در دنياي رياضي است. و نماد p يكي از حروف الفباي لاتين است.ساده ترين و بهترين راه معرفي p اين است :   

                                  قطر دايره/محيط دايره = p

 در طول اين 37 قرن، دانشمندان زيادي سعي كردند مقدار p را حساب كنند. به عبارت ديگر آن ها سعي كردند تا نزديك ترين عدد به عدد p را به دست آورند.

قديمي ترين محاسبه ي به دست آمده، به 1700 سال پيش از ميلاد مسيح (ع) ، يعني حدود 3700 سال پيش مربوط مي شود. اين محاسبات روي پاپيروسي نوشته شده است كه در حال حاضر، در "مسكو" نگهداري مي شود.

  اولين محاسبه ي رياضي p ، توسط ارشميدس و با كمك چند ضلعي ها انجام شد. او با 96 ضلعي منتظم، عدد پي را بين دو كسر 70/10 ‚3 و71/10 ‚3 به دست آورد .(تذكر:علامت / نشانه ي خط كسري است).

  "لودلف وان كولن" آلماني ، در قرن هفدهم به كمك 720 ‚254 ‚212 ‚32 ضلعي منتظم، مقدار p را تا 32 رقم اعشار حساب كرد.

  "غياث الدين جمشيد كاشاني" معروف به "الكاشي" در كتاب رساله ي محيطيه، p را تا 17 رقم پس از مميز حساب كرده است.

 "بهاسيك هندي" در سال 1150 ميلادي، آن را به صورت كسر 7/22 يا جذر 10 نشان داده است.

   "جان وايس" رياضي دان انگليسي براي p ، نسبت زير را پيشنهاد كرد:

                (...×5×5×3×3×1×1 ) / (...×6×6×4×4×2×2) = 2/p

  "لايپ نيتس " آلماني به عبارت زير دست يافت :

   ...+۱/۱۱-۱/۹+۱/۷-۱/۵+۱/۳-۱=۴/p 

  در سال 1949 ميلادي، به كمك رايانه ي اينياك ، پي تا 2037 رقم محاسبه شد. به تازگي برادران "چودنوفسكي" با بيش از پنج سال كار مداوم به كمك رايانه، p را تا 1011196691 رقم اعشار حساب كرده اند .

اگر مي خواهيد عدد p را تا ده رقم اعشار به خاطر بسپاريد تعداد حروف كلمات،  در بيت دوم اين شعر به شما كمك خواهد كرد :

گر كسي از تو بپرسد ره آموختن p                 پاسخي ده كه هنرمند تو را آموزد

خرد    و دانش و آگاهي  دانشمندان                 ره  سرمنزل   مقصود  بما آموزد

۳    .  ۱   ۴   ۱   ۵         ۹                       ۲      ۶          ۵      ۳    ۵              

۳/۱۴۱۵۹۲۶۵۳۵=  

فيزيك پلاسما (Plasma Physics)

مي دانيم كه براي ماده سه حالت جامد ، مايع و گاز در نظر گرفته ميشود. اما در مباحث علمي معمولا يك حالت چهارم نيز براي ماده فرض ميشود. حدوث طبيعي پلاسما در دماهاي بالا ، سبب تخصيص عنوان چهارمين حالت ماده به آن شده است. يك نمونه بسيار طبيعي از پلاسما آتش است بنابراين خورشيد نمونهاي از پلاسماي داغ بزرگ است. 

تعريف پلاسما :
پلاسما گاز شبه خنثايي از ذرات باردار و خنثي است كه رفتار جمعي از خود ارائه ميدهد. به عبارت ديگر ميتوان گفت كه واژه پلاسما به گاز يونيزه شدهاي اطلاق ميشود كه همه يا بخش قابل توجهي از اتمهاي آن يك يا چند الكترون از دست داده و به يونهاي مثبت تبديل شده باشند. يا به گاز به شدت يونيزه شدهاي كه تعداد الكترونهاي آزاد آن تقريبا برابر با تعداد يونهاي مثبت آن باشد، پلاسما گفته ميشود. 
ادامه نوشته

سلول بنیادی چیست؟

سلولهاي بنيادي، سلولهايي اند که در بدن جنين، در نهايت به سلولهاي بافت و اندامهاي مختلف تبديل مي‌شوند. اين سلولها، برخلاف سلولهاي معمولي که با تقسيم شدن، سلولهاي مشابه خود را به وجود مي‌آورند، مي توانند به هريک از انواع سلول در بدن موجود زنده تبديل شوند و همين موضوع موجب پيدايش بافتها و ندامهاي مختلف جنين مي‌شود. سلولهاي بنيادي به 2 نوع سلولهاي بنيادي جنيني و لولهاي بنيادي بالغ تقسيم مي‌شوند نوع اول سلولهاي بنيادي از جنين به دست مي آيند. يک جنين 3 تا 5 روزه بلاستوسيست ناميده مي‌شود و حاوي سلولهاي بنيادي است که بشدت در حال تکثيرند تا اندامها و بافتهاي مختلف جنين را به وجود آورند. نوع دوم سلولهاي بنيادي در بدن انسان بالغ وجود دارند. اين سلولها در بافتها و اندام هايي نظير قلب، مغز، مغز استخوان و ريه‌ها وجود دارند و مخصوص ترميم‌اند. سلولهاي بنيادي بالغ هم اين قابليت را دارند که در شرايط مناسب به سلولهاي مختلف متمايز شوند.

سلول هاي مغز استخوان

در گذشته تصور دانشمندان بر اين بود که سلولهاي بنيادي هر بافت فقط به خودش متمايز مي‌شود، در حالي که ثابت شده است سلولهاي بنيادي مغز استخوان که به طور طبيعي سلولهاي خوني را مي‌سازند، در شرايط مناسب قابليت تبديل به هر بافتي را دارند. به دست آوردن اين سلولها کار چندان پيچيده اي نيست و نياز به جراحي خاصي ندارد و مي توان آن را با سرنگ از استخوان ران بيرون کشيد.يک ويژگي مهم سلولهاي بنيادي مغز استخوان نسبت به نوع جنيني اين است که از خود فرد گرفته مي شوند؛  بنابراين، پس از پيوند اصطلاحا پس زده نمي‌شوند چون کاملا با بافتهاي سالم بدن بيمار هماهنگي دارند. علاوه بر اين سلولهاي بنيادي جنيني ممکن است بعد از پيوند توموري شوند و مشکلات تازه اي را براي بيمار به وجود آورند در حالي که تا به حال گزارشي از توموري شدن سلولهاي بنيادي مغز استخوان به دست نيامده است. مشکل ديگر استفاده از سلولهاي بنيادي جنيني، بحث اخلاقي آنهاست که همواره در جوامع بشري مطرح بوده است.

سلول‌هاي بنيادي از كجا به دست مي‌آيند؟

زندگي همه‌ي انسان‌ها از يك سلول، به نام تخم، آغاز مي‌شود و اين تخم پس از لقاح پديد مي‌آيد. تخم تقسيم مي‌شود و دو سلول پديد مي‌آورد؛ هر كدام از آن سلول‌ها نيز بار ديگر تقسيم مي‌شود و اين روند همچنان ادامه مي‌يابد. به‌زودي، نزديك پنج روز پس از لقاح، توپي توخالي از حدود 150 سلول پديد مي‌آيد كه بلاستوسيت ناميده مي‌شود. بلاستوسيت از از يك دانه‌ي شن كوچك‌تر است و دو گونه سلول دارد: تروفوبلاست و توده‌ي سلولي دروني. سلول‌هاي بنيادي جنيني سلول‌هايي هستند كه توده‌ي سلولي دروني را مي‌سازند. از آن‌جا كه سلول‌هاي پايه‌اي جنيني مي‌توانند همه‌ي گونه‌هاي سلولي يك انسان بالغ را پديد آورند، به آن‌ها سلول‌هاي بنيادي پلري‌پوتنت( Pluripotent )، به معناي بسيار‌توان، گويند.

سلول‌هاي بنيادي به شمار اندك در بافت‌هاي گوناگون بدن انسان بالغ نيز پيدا مي‌‌شوند. براي مثال، سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان در مغز استخوان يافت مي‌شوند و همه‌گونه سلول خوني تخصص‌يافته، از آن‌ها پديد مي‌آيند. سلول‌هاي بنيادي بالغ در اصل براي پديد آوردن گونه‌هاي سلولي ويژه‌ي بافتي كه در آن وجود دارند، برنامه‌ريزي شده‌اند. از اين رو، به آن‌ها سلول‌هاي مالتي‌پوتنت( Multipotent )، به معناي چندتوان، گويند. سلول‌هاي بنيادي بالغ هنوز در همه‌ي بافت‌هاي حياتي پيدا نشده‌اند. در برخي بافت‌ها، مانند مغز، هر چند سلول‌هاي بنيادي وجود دارند، چندان فعال نيستند و بنابراين به آساني به آسيب سلولي پاسخ نمي‌دهند. اكنون دانشمندان در پي راه‌هايي هستند كه بتوانند اين سلول‌هاي بنيادي را كه از پيش وجود دارند، به رشد كردن و ساختن گونه‌ي درستي از سلول‌ها وادار كند تا جاي سلول‌هاي آسيب ديده را بگيرند.

سلول‌هاي بنيادي را مي‌توان از سرچشمه‌هايي مانند بند ناف كودك نوزاد نيز به دست آورد. بند ناف، در مقايسه با بافت‌هاي بالغي مانند مغز و مغز استخوان، سرچشمه‌ي دست‌يافتني‌تري براي سلول‌هاي بنيادي است. گرچه دانشمندان مي‌توانند اين سلول‌ها را در ظرف‌ها كشت سلول پرورش دهند، اين كار را تنها براي زمان محدودي مي‌توانند ادامه دهند. به‌تازگي، دانشمندان به وجود سلول‌هاي بنيادي در دندان‌هاي كودك و مايع آمنيوتيك، مايعي كه كودك به دنيا نيامده را در بر مي‌گيرد، پي برده‌اند و اين سلول‌ها نيز ممكن است توان پديد آوردن چند گونه سلول را داشته باشند. پژوهش براي شناسايي و مطالعه روي اين سلول‌ها بسيار نويد بخش است، اما در گام‌ها نخستين خود است.

افسردگي زمستاني چيست؟

 

افسردگي

افسردگي زمستاني، عارضه‌ اي خلقي است که در طول دوره‌اي از سال که روزها کوتاه مي‌شود، به خصوص در کشورهاي واقع در عرض‌‌هاي جغرافيايي بلندتر برخي افراد را مبتلا مي‌کند.

انجمن روانپزشکي آمريکا در اواخر دهه 1990 افسردگي زمستاني را با عنوان "اختلال خلقي فصلي" (SAD) شناسايي کرد، و اکنون بيشتر اين عارضه با نام مخفف يعني SAD  مورد اشاره قرار مي گيرد.

افرادي که دچار افسردگي هستند، معمولا خلق اندوهگين‌شان را در دوره‌هاي متناوب تجربه مي‌کنند. از اين لحاظ مبتلايان به افسردگي زمستاني تنها اين تفاوت را با مبتلايان به افسردگي معمولي دارند، که نوسان‌ خلق‌شان بر اساس فصل‌هاست و معمولا افسردگي‌شان در پاييز شروع مي‌شود و تا بهار ادامه پيدا مي‌‌کند. البته گونه‌اي از افسردگي تابستاني هم وجود دارد، که تعداد کمتري را مبتلا مي‌کند.

مبتلايان به SAD در زمان‌هاي ديگر سال هم افسرده مي‌شوند، اما تعريف انجمن روانپزشکي آمريکا ايجاب مي‌کند که دوره‌هاي افسردگي فصلي در افرادي که اين تشخيص در آنها داده مي‌شود، "به طور قابل‌ توجهي بيشتر" از دوره‌هاي افسردگي غيرفصلي باشد.

اگر دقيق‌تر سخن بگوييم، تشخيص SAD نياز به آن دارد که دو سال متوالي افسردگي غيرفصلي نداشته باشيد.

نوردرماني، که شامل نشستن در جلوي نور مصنوعي درخشان براي نيم‌ساعت يا بيشتر در هر روز، خلق و خوي برخي از افراد مبتلا به اين عارضه را بهبود مي‌بخشد. اما داروهاي ضدافسردگي هم ممکن است همين اثر را داشته باشند.

همچنين شواهدي وجود دارد که افراد مبتلا به SAD اگر مدت بيشتري را در بيرون از خانه باشند، پرده‌هاي جلوي پنجره‌ها را کنار بکشند، فضاي درون خانه را روشن تر کنند و يا به طور خلاصه اقداماتي انجام دهند که بيشتر در مقابل نور خورشيد و روشنايي باشند، احساس بهتري پيدا مي‌کنند.

علائم اختلال خلقي فصلي:

نور

شکل زمستاني SAD را معمولا با خواب زمستاني مقايسه مي‌کنند. افراد فاقد انرژي کافي براي انجام کارها مي‌شوند، احساس خستگي مي کنند، بيشتر از حد معمول مي‌خوابند، به دنبال مصرف مواد غذايي شيرين و نشاسته‌اي هستند و چاق مي شوند. ممکن است از اجتماع دوري کنند و در تمرکز حواس دچار مشکل شوند. برخي از اين افرد در دست‌ها و پاهايشان، احساس سنگيني مي‌کنند.

احساس تحريک‌پذيري، اضطراب، عدم علاقه به چيزهايي که زماني مايه لذت فرد بودند و افزايش نگراني در مورد طرد شدن بوسيله ديگران از ديگر علائم اين اختلال است.

يک عارضه رواني ديگر به نام افسردگي غيرمعمول(atypical depression)، که به فصل‌هاي سال ارتباطي ندارد، همين علائم را دارد.

کارشناسان در اين مورد که آيا افسردگي زمستاني رابطه‌اي با  تغيير فصل دارد،‌ اختلاف نظر دارند، اما يقينا شواهد غيرمستقيمي وجود دارد که کاهش نور آفتاب در زمستان باعث بروز SAD مي شود. اين حقيقت که نوردرماني افسردگي زمستاني را درمان مي‌کند، تنها يک شاهد بر اين ارتباط است.

بررسي ها نشان مي‌دهد که SAD در ميان افرادي که در عرض‌هاي جغرافيايي بالا (مناطق شمالي‌تر) زندگي مي‌کنند، شايع‌تر است و مدت زمان بيشتري به طول مي‌انجامد.

کارشناسان معتقدند که علت ريشه‌اي اين اختلال، عدم حساسيت به نور است(يعني نسبت به ديگران به نور بيشتري نياز دارند).

اغلب ما نسبتا بدون احساس عدم تعادل، زمستان را سپري مي کنيم، زيرا نور‌هاي مصنوعي درون خانه به ما کمک مي‌کنند که با کاهش يا فقدان نور طبيعي آفتاب سازگار شويم. اما نور درون خانه ممکن است براي مبتلايان به SAD بيش از حد ضعيف باشد.

اينکه دقيقا کمبود نور چگونه بر خلق و خوي اين افراد اثر مي‌گذارد، هنوز معلوم نيست.

درمان اختلال خلقي فصلي:

نور درماني

شواهد علمي فعلي حاکي از آن است که نوردرماني دست کم براي برخي از مبتلايان به SAD مفيد است. همچنين شواهد فعلي نشان مي‌دهد که قرار گرفتن در معرض نور در اول صبح بيشتر از اواخر روز موثر است.

چراغ‌هايي که براي نوردرماني براي SAD به  کار مي‌روند، ممکن است به صورت جعبه‌هايي مانند تجهيزات پزشکي باشند، يا شکلي مانند چراغ‌هاي روميزي عادي داشته باشند.

ممکن است اين کار را به طور تدريجي آغاز کنيد، اما اغلب بررسي‌ها حاکي از آن است که مبتلايان به SAD نياز دارند که حدود 30 تا 45 دقيقه در معرض منبع نور با درخشندگي 10000لاکس (lux) قرار گيرند. لاکس واحد اندازه‌گيري شدت نور است؛ 10000لاکس حدود شدت نور خورشيد در سپيده‌دم است. در اغلب خانه‌ها در عصر‌ها شدت نور 300 تا 500 لاکس است.

نوردرماني زمان مي برد و مشکلاتي هم دارد، فرد بايد مدت زيادي را در مقابل آن منبع نور  بگذراند. کاربرد داروهاي ضدافسردگي آسان‌تر است.

در حال حاضر سازمان غذا و داروي آمريکا استفاده از داروي بوپروپيون با نام تجاري Wellbutrin براي مبتلايان به SAD تاييد کرده است. اين تاييد بر مبناي چندين بررسي بوده‌ که نشان داده‌اند مصرف اين دارو در صورتي که پيش از بروز علائم در پاييز شروع شود، مي‌تواند از علائم SAD پيشگيري کند.

همچنين بررسي‌هاي ديگر نشان‌ داده‌اند که داروهاي فلوکستين (Prozac)، سرترالين(Zoloft) و ساير داروهاي ضدافسردگي گروه "مهارکننده‌هاي انتخابي بازجذب سروتونين(SSRIs) ممکن است به اين بيماران کمک کنند.

در حال حاضر افراد براي برطرف شدن علائم جت‌زدگي (به هم ريختن چرخه ي خواب و بيداري در سفرهاي هوايي طولاني) از قرص‌‌هاي ملاتونين استفاده مي‌کنند، اما اين قرص‌ها ممکن است براي SAD هم مفيد باشند. يک بررسي نشان داده است که مصرف قرص‌هاي ملاتونين در بعدازظهرها به برخي از مبتلايان به SAD کمک مي‌کند تا ساعت‌هاي زيستي‌شان تنظيم شود.

منبع:تبیان

خودرويي با قابليت تبديل به هواپيما

خودروي جديد که طي 15 ثانيه به هواپيما تبديل مي‌شود، روياي رمان هاي جاسوسي و فيلم‌هاي علمي- تخيلي را به واقعيت تبديل کرده و به زودي پرواز مي کند.

خودروي جديد، آخرين مدل از خودروهاي پرنده‌اي است که قرار است در فرودگاه ها به زمين بنشيند. تقريبا از زماني که خودرو اختراع شده، در مورد خودروي پرنده نيز صحبت شده و حالا نمونه ساخته شده توسط يک شرکت آمريکايي کوچک، آماده است تا اين رويا را به واقعيت تبديل کند.

ترافوگيا

مبدل ترافوگيا، هواپيمايي با قابليت حمل 2 سرنشين است که با فشار يک دکمه تبديل به خودرو مي‌شود. اين مدل قرار است ماه آينده پرواز کند و تا يک سال ديگر در نمايشگاه‌ها جاي بگيرد.

رييس ترافوگيا، کارل ديتريچ با افتخار مي‌گويد: « اين خودرو مانند يک مبدل کوچک است. اين اولين طرح کامل واقعي است که در آن بال‌ها به طور خودکار جمع مي‌شوند و تمام قطعات در يک خودرو جاي گرفته‌اند. فقط کافيست بال‌ها باز شوند؛ به همين دليل تغيير حالت از پرواز به رانندگي 15 ثانيه بيشتر طول نمي‌کشد.»

ديتريچ در مورد اقتصادي بودن اين هواپيماي جاده‌اي دلايل بسياري دارد. آنها قول داده‌اند که خودروي جديد امکان تعاملات درون‌شهري سريع‌تري را فراهم کند، در يک گاراژ معمولي جا شود (که به معناي حذف هزينه آشيانه هواپيماست) و با سوخت بنزين بدون سرب کار کند. با اين حال وي مهم‌ترين دليل هياهوي اين مبدل را در صنايع خودرو‌سازي و هواپيماسازي از قلم انداخت!

با اين حال خودرو ترافوگيا بيشتر شبيه چيتي‌چيتي بنگ‌بنگ هستند تا جت‌سونز. اين مدل مبدل که در کارگاه کوچک ترافوگيا واقع در ووبرن ماساچوست توسط گروهي از مهندسان جوان تازه‌کار ام.آي.تي و ناسا ساخته شده، از موتوري به قدرت يکصد اسب بخار سود مي‌برد که هم چرخ‌ها و هم پروانه هواپيما را به حرکت در مي‌آورد. اين خودرو داراي چرخ، شتاب‌دهنده و پدال ترمز معمولي است، اما به‌جاي استفاده از جعبه دنده مجهز به سيستم انتقال قدرت متغير پيوسته، cvt است.

ترافوگيا

درست است که اين خودروي پرنده مي‌تواند با بال‌هاي باز و پروانه‌اي گردانش از هر فرودگاهي بلند شود، اما نمي‌تواند از روي جاده‌ها بلند شود. در تمام ايالات‌متحده به جز آلاسکا که جمعيتي بسيار پراکنده دارد، اين کار ممنوع است. اين هواپيما با مخزن پر از سوخت و در سرعت حدود 115 متر بر ثانيه مي‌تواند تا 800 کيلومتر پرواز کند؛ حداقل قرار است که اين طور باشد. با اين که در آزمون‌ها سرعتش به 90 متر در ثانيه هم رسيده، اما هنوز از زمين بلند نشده است.

اين امر دليل فني ندارد. بلکه به خاطر قوانين متعدد جاده‌اي و فرودگاهي است که نمي‌دانند اين مورد را در چه دسته‌اي جاي دهند.

اين شرکت تا کنون سفارش 40 هواپيما را دريافت کرده و اميدوار است تا اواسط سال آينده اولين خودروي پرنده را روانه بازار کند. ديتريچ مي‌گويد: «اکثر مشتريان ما زوج‌هاي بازنشسته يا در حال بازنشستگي هستند که خودرويي جالب براي گشتن اطراف کشور مي‌خواهند. آن‌ها تمام زندگي‌شان را سخت کار کرده‌اند و حالا مي‌توانند يک خودروي پرنده داشته باشند. اين فناوري را از وقتي بچه بودند، در فيلم‌ها و تلويزيون به آن‌ها وعده داده بودند. ما حتي در بين مشتريانمان زوجي داريم که خلباني بلد نيستند، اما به خاطر اين خودرو تصميم گرفته‌اند که ياد بگيرند. آن‌ها پولشان را روي خودرويي گذاشته‌اند که حتي هنوز پرواز نکرده است.»

ترافوگيا

مبدل ترافوگيا براي آن‌ها دويست‌هزار دلار آب مي‌خورد. ديتريچ مي‌افزايد:« اين قيمت به عنوان يک هواپيما منطقي است؛ اما براي يک خودرو خيلي گران است. ماجرا از همين جا شروع مي‌شود. هنوز نمي‌توان يک خودرو پرنده ده‌هزار دلاري ساخت. قرار هم نيست که يک شبه همه چيز تغيير کند، حداقل به اين زودي‌ها به توليد انبوه نخواهد رسيد! اما در درازمدت قادر خواهيم بود با قيمتي معادل يا نزديک به خودروهاي فعلي و با صرفه‌جويي زماني به‌مراتب بيشتر، سفر هوايي را براي افراد امکان‌پذير سازيم. اين کار تغييري اساسي در رانندگي و پرواز ايجاد خواهد کرد.»

سالها است که ساخت خودروي پرنده از لحاظ فني ممکن شده، اما تنها 4 سال است که راه قانوني آن هموار شده است. نيروي هوايي فدرال آمريکا دسته‌اي جديد از هواپيماها را با نام هواپيماي ورزش‌هاي سبک تصويب کرد. اين هواپيماها نسبت به هواپيماهاي سنتي، قوانين کمتري دارند و خلبان پس از تنها 20 ساعت آموزش، يعني نصف دوره آموزش قبلي مي‌تواند با آن‌ها پرواز کند.

در همين زمان، پيشرفت‌هاي صنعت هوانوردي و استفاده از سامانه‌‌هاي ناوبري جديد که اداره هواپيما را ممکن مي‌کند، پرواز را ساده‌تر کرد. آن زماني که اطاقک خلبان شبيه لوله‌اي پر از دکمه‌هاي چشمک‌زن و عقربه‌هاي متعدد بود، گذشت. در عوض با فناوري جديد، اطاقک خلبان فقط کمي با يک خودرو مجلل تفاوت دارد. با استفاده از جي.پي.اس مي‌توان هواپيما را هدايت کرد، الگوهاي هواشناسي را مي‌توان روي يک صفحه رنگي ديد و جريان سوخت اتوماتيک، کنترل هواپيما را ساده‌تر کرده است.